برای تبلیغ ۱۳ آبان هر چه در چنته دارید رو کنید به زودی ارتباطات محدود خواهد شد / چند توصیه مهم:

۱) دو شرط لازمهٔ تبدیل شدن این تظاهرات به تحصن خیابانی است: الف) پرهیز از خشونت  ب) حضور میلیونی.  پس با توجه به اینکه به زودی ارتباطات ما با هم قطع خواهد شد، لطفا هر کاری که برای تبلیغ میتوانید انجام دهید را همین حالا انجام بدید. برای تبلیغ خواهشاً جو الکی‌ ندید که باعث بشه طرف بترسه اصلا برای تظاهرات نیاد.


۲) روز سیزده آبان، بهانه دست نیروهای انتظامی برای سرکوب ندهید به نظر من حتی اوایل تظاهرات تا اوضاع رو بررسی‌ می‌کنیم چند تا مرگ بر آمریکا هم با اونها بگیم ایرادی نداره ، بعد از بررسی‌ اولیه میتونیم سبز بشیم. به هیچ وجه نباید بهانه دست نیروهای انتظامی و بسیج بدهیم. اونها حتی ممکنه برای اینکه بتوانند جمعیت را سرکوب کنند دست به تحریک مردم هم بزنند ولی‌ ما باید آگاه باشیم چون به خشونت کشیده شدن راهپیمأیی کاملا به نفع آنهاست. بهتر است تظاهرات پرشکوه و آرامی داشته باشیم. در بهترین حالت تظاهراتی آرام و نشسته که پس از مدتی‌ تبدیل به تحصن خواهد شد. در ضمن رفتن به طرف سفارت روسیه اشتباه بزرگیه که امیدوارم کسی‌ مرتکب نشه . محل تظاهرات همون جلوی سفارت امریکاست.


۳) قطعاً در روز ۱۳ آبان و در محدودهٔ بزرگی‌ به مرکزیت سفارت سابق آمریکا ارتباطات برای مردم به طور کلی‌ قطع خواهد بود پس به فکر استفاده از موبایل در آنجا نباشید.


۴) بسیار ترجیح دارد که به طور گروهی در تظاهرات (یا همان تحصن) شرکت کنیم. گروه دوستان و یا فامیل یا همسایه‌ها و هر چه گروه بزرگتر باشه بهتر است. البته اگر کسی‌ رو پیدا نکردید نگران نباشید اونجا همگی‌ تبدیل به یک گروه بزرگ خواهیم شد.


۵) برای این پیک نیک حتما توی کیفتون خوراکی داشته باشید شاید یه وقت خواستیم شب بیرون بخوابیم.


۶) نکته مهم دیگه اینکه برای رسیدن به سفارت آمریکا بهتر است از همهٔ مسیرها استفاده کنیم به این معنی‌ که به هیچ وجه فقط از یک مسیر تعیین شده به سمت سفارت حرکت نکنیم چون در این صورت کنترل جمعیت برای نیروهای سرکوبگر راحت تر میشود.


۷) تکبیر شب ۱۲ آبان خیلی‌ مهم است باید جوری برگزار بشه که هر کس تا اون موقع دو دل مونده، به ۱۳ آبانی‌ها بپیوندد و به عبارت دیگر باید طوری باشه که همه دلگرم بشیم.


۸) اعلام هر گونه خبر از سوی منابع دولتی، مبنی بر این که منافقین در جایی بمبگذاری کرده‌اند یا کسی ترور شده است، کذب محض، ساختگی و به طور قطع، کار خود کودتاگران است. این احتمال وجود دارد که بخواهند برای ایجاد ترس و وحشت به صورت گله‌ای و با لباس سیاه و با شعار «عزا عزاست…» جمعیت را وحشتزده کنند. چیزی نیست، کافی است خونسرد باشیم. اگر عربده کشی کردند، بدانید که سگی که پارس می‌کند، گاز نمی‌گیرد؛ پس در چشمانش نگاه کنید و به آرامی به راه خود ادامه دهید؛ اگر بدوید، دنبالتان می‌آید.


هر گونه خبر عجیب و غریب، فقط به قصد منحرف کردن ذهن ما از تظاهرات روز ۱۳ آبان است و بی‌اهمیت است. اگر ادعا کردند که اولین بمب هسته‌ای را آزمایش کرده‌اند، یا خبر آمد که سید حسن خمینی ازدواج مجدد کرده است، یا موسوی به خارج از کشور گریخته است، یا اسرائیل به بوشهر حمله کرده است، فقط به قصد انحراف افکار عمومی و بی ارزش است.


۹) آخرین و شاید مهمترین نکته اینکه با توجه به این خبر از خبرگزاری دولتی فارس استفاده از نماد‌های سبز نه تنها آزاد شده است بلکه به شدت توصیه شده است. خلاصه خبر اینکه چند تا سایت طرفدار دولت مثل رجا نیوز و فارس و رسا اعلام کردند : جنبشی به نام "جنبش سبز علوي" با انتشار بيانيه‌اي؛  اعلام موجوديت كرد که قرار است از نماد‌های سبز استفاده کنه . [دستشون درد نکنه]

برای تبلیغ ۱۳ آبان هر چه در چنته دارید رو کنید به زودی ارتباطات به صورت گسترده قطع خواهد شد / چند توصیه مهم:

۱) دو شرط لازمهٔ تبدیل شدن این تظاهرات به تحصن خیابانی است: الف) پرهیز از خشونت  ب) حضور میلیونی.  پس با توجه به اینکه به زودی ارتباطات ما با هم قطع خواهد شد، لطفا هر کاری برای تبلیغ میتوانید انجام دهید را همین حالا انجام بدید.

۲) لطفا، خواهشاً بهانه دست نیروهای انتظامی برای سرکوب ندهید به نظر من حتی اوایل تظاهرات تا اوضاع رو بررسی‌ می‌کنیم. چند تا مرگ بر آمریکا هم با اونها بگیم. ایرادی نداره بعد از بررسی‌ اولیه میتونیم سبز بشیم. به هیچ وجه نباید بهانه دست نیروهای انتظامی و بسیج بدهیم. اونها حتی ممکنه برای اینکه بتوانند جمعیت را سرکوب کنند دست به تحریک مردم هم بزنند ولی‌ ما باید آگاه باشیم چون به خشونت کشیده شدن راهپیمأیی کاملا به نفع آنهاست. بهتر است تظاهرات پرشکوه و آرامی داشته باشیم. در بهترین حالت تظاهراتی آرام و نشسته که پس از مدتی‌ تبدیل به تحصن خواهد شد. در ضمن رفتن به طرف سفارت روسیه اشتباه بزرگیه که امیدوارم کسی‌ مرتکب نشه . محل تظاهرات همون جلوی سفارت امریکاست .
۳)  قطعاً در روز ۱۳ آبان و در محدودهٔ بزرگی‌ به مرکزیت سفارت سابق آمریکا ارتباطات برای مردم به طور کلی‌ قطع خواهد بود پس به فکر استفاده از موبایل در آنجا نباشید. (البته این رو ننه جون مهدی هم میدونه)

۴) بسیار ترجیح دارد که به طور گروهی در تظاهرات (یا همان تحصن) شرکت کنیم. گروه دوستان و یا فامیل یا همسایه‌ها و هر چه گروه بزرگتر باشه بهتر است. البته اگر کسی‌ رو پیدا نکردید نگران نباشید اونجا همگی‌ تبدیل به یک گروه بزرگ خواهیم شد.

۵) برای این پیک نیک حتما توی کیفتون خوراکی داشته باشید شاید یه وقت خواستیم شب بیرون بخوابیم.

نکته مهم دیگه اینکه برای رسیدن به سفارت آمریکا بهتر است از همهٔ مسیرها استفاده کنیم به این معنی‌ که به هیچ وجه فقط از یک مسیر تعیین شده به سمت سفارت حرکت نکنیم چون در این صورت کنترل جمعیت برای نیروهای سرکوبگر راحت تر میشود.

تکبیر شب ۱۲ آبان خیلی‌ مهم است باید جوری برگزار بشه که هر کس تا اون موقع دو دلم بوده به ۱۳ آبانی‌ها بپیوندد و به عبارت دیگر باید طوری باشه که همه دلگرم بشیم.

۱۲) هرگونه خبر عجیب و غریب فقط به قصد منحرف کردن ذهن ما از تظاهرات روز ۱۳ آبان و بی‌ اهمیت است.

بیانیه شماره ۱۴ میرحسین موسوی / دعوت برای ۱۳ آبان / شنبه نهم آبان ۱۳۸۸

بسم الله الرحمن الرحیم


در تاریخ معاصر ما سیزدهم آبان یادآور سه حادثه است. در نخستین از این رویدادها امام خمینی از ایران تبعید شد و نهضت در فترتی سیزده ساله فرورفت. رژیم شاه پس از به دست آوردن چنین نتیجه‌ای باید خود را شماتت کرده باشد که چرا این راه حل ساده را پیش از آن به کار نبست. یک قیام بود و یک امام که وقتی از صحنه دور شد دیگر چیزی از شور تحول‌خواهی باقی نماند. آیا به راستی امام خمینی در حرکتی که آغاز کرد تنها بود؟ هرگز چنین نبود، زیرا هرگز چنین نیست که یک فرد بتواند به تنهایی در صحنه جامعه تحولات نمایان ایجاد کند. پیروان او بسیار بودند، اما آنان شبیه به یارانی نبودند که سال‌ها بعد پیرامونش را گرفتند، آن زمانی که گفت «رهبر ما آن طفل سیزده ساله است …»


دومین سیزدهم آبان روز رهبران سیزده ساله است؛ دانش‌آموزانی که برای تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران گرد . . .




آمده بودند و مورد یکی از سبعانه‌ترین کشتارها قرار گرفتند. تجربه رژیم از حوادث دهه چهل بود که موجب چنین حرکات خونینی شد. تصور بر آن بود که اگر با همان قاطعیت گذشته عمل کنند از نو به همان نتایج خیره‌کننده دست می‌یابند، حال آن که زمینه اجتماعی کاملا تغییر کرده بود؛ زمین تغییر کرده بود و زمان تغییر کرده بود و مهمتر از آن جان انسان‌ها تغییر کرده بود. دیگر حکومت شاهنشاهی با یک امام تنها روبرو نبود. این بار کسانی گرد او جمع شده بودند که شاید به اندازه پدرانشان او را نمی‌شناختند یا سخنانش را نشنیده بودند، اما به اندازه امام خود شور در سینه داشتند؛ آنها همچون پدرانشان برای به راه ‌افتادن لازم نبود که پی‌درپی شماتت شوند.


درباره سومین سیزده آبان بسیار گفته شده است، تا جایی که بعید است کمترین اطلاعی از آن ماجرا ناگفته مانده باشد؛ از جمله آن که در این رویداد امام از دانشجویان مسلمان پیروی کرد. ظاهرا این دانشجویان بودند که خود را پیرو خط امام می‌خواندند، اما در واقع این امام بود که حرکت آنان را دنبال نمود. قطعا هیچ‌یک از رهبران و فرماندهان انقلاب در شکل دادن به آنچه در این روز اتفاق افتاد نقشی نداشت. حتی خود دانشجویان تصور می‌کردند بعد از چند روز حادثه تمام می‌شود و به خانه‌هایشان باز می‌گردند. ولی امام این رویداد را پیگیری کرد و آن را انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول نامید. تنها امامی که درد یک سکوت سیزده ساله را چشیده باشد می‌داند که جامعه‌ای شکل‌یافته از چوب‌های فرمانبر و خشک از خود جوششی ندارد و حیات پاکیزه‌ای ندارد. او مردم را رهبر می‌پسندید، زیرا می‌دانست که گذر از یک گردنه تاریخ برای سعادت هیچ ملتی کافی نیست. آنان باید از چنان خودانگیختگی و بصیرتی برخوردار شوند که در هر عصری و نسلی بتوانند راه را از بیراهه بشناسند و بپیمایند. مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت ‌کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده می‌کرد.


آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد. آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم، و اگر چنین نباشد این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشه‌هاست که سبز شده‌ایم، ریشه‌هایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو می‌کنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاط‌آمیز داشته باشیم.


حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافه‌پرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یک‌صدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشه‌های تاریخی‌اش نفع نمی‌برد، و اگر برخی دولت‌های بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه می‌کنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله می‌نشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه‌ وجود دارد برای ملت ما قناعت می‌کنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت ‌‌شویم.


این روزها هر نگاهی که به نگاهی می‌افتد از پیروزی می‌پرسد. کی به آن می‌رسیم؟ چه چیز ما را به آن می‌رساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش می‌اندازد؟ و چه چیز آن را کمال می‌بخشد؟ تمامی وجود ما دعا و سوال است و وعده خداوند که فرمود هر آنچه مسئلت کنیم مقداری از آن را اجابت خواهد کرد. و آتاکم من کل ما سالتموه. (و از هرآنچه از او خواستید به شما داد). همین که خواسته‌ای در جامعه متولد می‌شود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولت‌ها تنها می‌توانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.


آیا ما هم می‌توانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟ آری. المعروف بقدر المعرفه؛ انسان‌ها به قدری که بصیرت و آگاهی از خود به نمایش می‌گذارند در خور نیکویی‌ها قرار می‌گیرند. کما این که در این چند ماه مردم ما بیش از آن که از رنج‌های خود گنج به دست آورده باشند از برکات خردمندی خود بهره‌مند شده‌اند.


راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می‌کند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی که آنان مناسبات بین‌المللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند می‌شد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد. شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هسته‌ای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانه‌ها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمی‌کردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیت‌های هسته‌ای کشور ،که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتح‌المبین نامیده شود؟


دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشاده‌دستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراط‌گرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریط‌های دولتمردان ایمن نشده‌ایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریم‌ها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.


چیزی که ما می‌توانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.


تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمی‌گذاریم و میراث‌های به جا مانده از مبارزات نسل‌های پیشین را به هیچ تقلیل نمی‌دهیم. و هر آنچه از آرمان‌ها و خواسته‌هایمان که جا بماند با زندگی‌های خود آن را به دست می‌آوریم، زیرا ساختار ظاهری هرگز تمام آن چیزی، بلکه قسمت اصلی آن چیزی نیست که در جامعه واقعیت دارد. بخش اصلی این واقعیت زندگی‌های ماست. دستگاه ظاهری می‌تواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباس‌های تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند و مردم می‌توانند با نگاهشان از آنان قهرمان بسازند و به آنان افتخار کنند. در این رودررویی کدامیک برنده‌اند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند آنان را در دادگاه‌های نمایشی محکوم کند و نگاه مردم می‌تواند آنان را در پیشگاه وجدان خویش حاکم بداند. به راستی کدامیک از این دو در واقعیت جامعه حکومت می‌کنند؟ دستگاه ظاهری با برخوردهای توهین‌آمیز خود خانواده‌های آنان را سرافکنده و خوارشده می‌خواهد و نگاه‌های مردم آنان را در عین تلخ‌کامی‌هایی که می‌چشند سربلند می‌بیند. کدامیک از این دو نگاه بر احساس این خانواده‌ها چیره است؟ دقت کنید که تنها در نگاه مردم این همه قدرت وجود دارد و تا اینجای کار هنوز حرفی از دیگر توانایی‌های آنان نگفته‌ایم. دستگاه ظاهری می‌تواند برای این خانواده‌ها تنهایی و عسرت تدارک ببیند و مردم می‌توانند آنان را در آغوش بگیرد؟ به راستی کدامیک از این دو بر کار خود غالبند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند با حمایت‌‌های خود از آنان پشتیبانی کنند. تاثیر اقدام کدامیک از آنها بیشتر است؟ به راستی کدامیک از آنها قدرتمندتر است؟ بلکه اساسا تقابلی میان این دو وجود ندارد؛ یکی هست و دیگری نیست، زیرا این زندگی‌های ماست که به هر امری در نظم ظاهری جامعه معنا می‌بخشد. ما در چند ماه گذشته نه با شکستن این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگی‌هایمان صحنه جامعه را تغییر دادیم. ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی این ما هستیم که با زندگی‌های خود به آن جهت می‌دهیم.


بعد از این نیز راه ما این است. در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بی‌محابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار می‌آید اگر زندگی‌های ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟ به همین ترتیب اگر این ساختار واجد اشتباهات و عقب افتادگی‌های واضح بود ما تنها در صورتی می‌توانستیم آن را اصلاح کنیم که نخست معنای آن را اصلاح می‌کردیم و این کار را با زندگی‌های خود انجام می‌دادیم.


البته بسیارند ملت‌هایی که این توانایی خود را به جا نمی‌آورند و ترجیح می‌دهند قدرت را به قدرتمندان وابگذارند. آنها در جامعه خود پیشوا نیستند، ولی مردم ما هستند.


سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک می‌گویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیت‌های بلندشان آرزو می‌کنم.


میر حسین موسوی

در تظاهرات ۱۳ آبان چطور باید رفتار کرد (مطلب بسیار مفید و منطقی‌ از وبلاگ سهرابستان)

[ نکته مهم به نظرم در این نوشته  این بود که استدلال داشت برای اینکه اونها قصد و توان سرکوب شدید در ۱۳ آبان رو ندارند. بعضی‌‌ها بدون اینکه بدونند با دامن زدن به این تصور بی‌ پایه که حکومت تصمیم به سرکوب شدید دارد فقط باعث وحشت مردم میشوند و این همون چیزیست که نیروهای حکومتی میخواهند تا مردم رو از شرکت در راهپیمایی منصرف کنند. البته با توجه به تجربه موفق روز قدس حتما تعداد بیشتری در روز سیزدهم آبان خواهند آمد. و با در نظر گرفتن اینکه در این تظاهرات‌های (سابقا) دولتی عوامل حکومتی هم شرکت دارند سرکوب این قبیل تظاهرات غیر ممکن است. ]


مطلب وبلاگ سهرابستان :


نیروی انتظامی مسئولیت کنترل تظاهرات 13 آبان را بر عهده خواهد داشت و برخوردها را فقط نیروهای لباس شخصی که توسط پرسنل سپاه تقویت شده اند انجام خواهند داد. گارد ویژه سپاه بصورت آماده باش در احتیاط بوده ولی در صحنه حضور مستقیم نخواهد داشت. نیروی انتظامی مؤظف است تا حد امکان از بهم پیوستن تظاهر کنندگان جلوگیری نموده و با ایجاد مانع، آنها را به دسته های کوچکتر تقسیم نموده و زمینه حمله لباس شخصی ها را فراهم آورد.
لباس شخصی ها در دسته های 50 نفره سازماندهی شده اند که بوسیله بیسیم با فرماندهی بالاتر در تماس هستند و فقط به دسته های کوچک تظاهرکنندگان حمله می کنند و هدفشان صرفاً پراکنده کردن آنها است. همه تلاش بر این است که دستجات تظاهرکننده، راهی برای تشکیل یک گروه بزرگ پیدا نکنند. هدف، سرکوب و ضرب و شتم شدید و دستگیری افراد نیست. تحلیل کودتاچیان این است که معترضین، فاقد شبکه ارتباطی و یک تشکیلات منسجم و هدایت کننده هستند و با تکیه بر اطلاعات قبلی دریافتی از طریق اینترنت یا اطلاعیه ها به میدان می آیند و در صورت برهم زدن برنامه از پیش تعیین شده آنها، امکانی برای تجدید سازماندهی و تعیین مکانی جدید برای تجمع مجدد نخواهند داشت و خودبخود پس از قدری تظاهرات کم اثر و دادن شعار، خسته شده و متفرق می شوند.
اگر جنبش سبز برنامه ماندن در خیابانها و تحصن را نداشت، حکومت، یک راهپیمائی چند ساعته و تخلیه انرژی سبزها را تحمل می کرد، ولی آنچه برای روز 13 آبان تبلیغ شده، برای جنبش سبز یک بلوغ در تصمیم گیری و برای حکومت دردناکترین تهدید است. حکومت می داند که اگر مردم موفق شوند حتی یک شب را در خیابان بمانند، مؤثرترین سلاح خود در برابر استبداد را کشف خواهند کرد و این موج تحصن های خیابانی در تهران و همه دیگر شهرها ادامه خواهد یافت و بسرعت با استقبال جمعیت های بیشتری مواجه شده و تبدیل به اعتصابات عمومی خواهد شد.
برای رهبران حکومت کاملاً روشن شده است که موج سبز دانش آموزی در سراسر کشور فراگیر شده و اخبار و اطلاعیه ها و تصاویر و فیلمهای مربوط به اعتراضات مردمی بین جوانان دبیرستانی دست بدست می شود. دانشگاهها نیز پیشاپیش برای حکومت منطقه سرخ بوده و اخیراً کارگران نیز در حال تبدیل به نیروی جدید جنبش آزادیخواهانه مردم هستند. بولتن های خبری داخلی حکومت مملو از اطلاعات مربوط به گسترده بودن نارضایتی های عمومی در اقشار مختلف مردم است.
حدود 25 میلیون نفر در انتخابات به میرحسین رای مثبت و به حکومت رای منفی داده اند و خشونتهای سرکوبگرانه و زندان و شکنجه و کشتار نیز نتوانسته سبب خاموشی و بی تفاوتی درصد قابل توجهی از این معترضین گردد. مشکلات اقتصادی شدید حکومت و ورشکستگی مالی، که حاصل سوء مدیریتها و بی لیاقتی ها و چپاول ها می باشد، حتی مردم نظاره گر را نیز به صف ناراضیان هدایت خواهد کرد. حکومت درک کرده که راهی برای تغییر وضعیت ندارد و فقط یک معجزه قادر به نجات دادن رژیم است، حکومت همه سعی خود را می کند تا با به تأخیر انداختن گامهای تعیین کننده مخالفین، نظیر تحصن خیابانی و اعتصابات سراسری، برای خودش زمان خریده و بانتظار معجزه بنشیند، شاید این معجزه بصورت حمله نظامی اسرائیل و یا شوکی نظیر انفجار مقر ریاست جمهوری در حین جلسه هیأت دولت باشد.
در مقابل، جنبش سبز در انتظار هیچ معجزه ای نیست. جنبش سبز باید همه توان خود را بکار برد تا 13 آبان را به مرحله ای نوین در مبارزات خود بدل نماید. حتی یک شب باقی ماندن در خیابان سبب تحولات گسترده ای خواهد شد. کودتاچیان از ادامه راهشان ناامید شده و وادار به گردن نهادن به واقعیتها و تمکین خواست مردم خواهند شد.
برای رسیدن به موفقیت، باید تاکتیکهای کودتاچیان برای 13 آبان را خنثی نمود. شاید به همت دوستان سبز این فهرست کاملتر شود:
+ جنبش سبز در روز 13 آبان نباید کتک بخورد. این اراده را باید به لباس شخصی ها تفهیم کرد. جنبش سبز در حد دفاع از خود و دفع حمله لباس شخص ها عمل کرده و نباید مهاجمین را تعقیب نموده و اجازه دهد تظاهرات تبدیل به زدوخورد شود. لباس شخصی ها هیچگونه جایگاه قانونی نداشته و بدون یونیفورم، فرقی با اراذل و اوباش خیابانی نداشته و همانگونه که ممکن است جمعی از افراد شرور به جمعیت حمله نمایند، باید با لباس شخصی ها نیز همانند اشرار مهاجم عمل کرده و محکم در مقابلشان ایستاد.
+ در هنگام هجوم اشرار تلاش نمائید بجای حرکت به عقب، به طرفین پخش شوید و از این طریق یک V در مقابل آنها ایجاد نمائید. اشرار خودبخود به مرکز این V هدایت شده و در منطقه خالی پیشروی می کنند در حالیکه سبزها در جناحین باقی مانده اند. در این زمان افرادی که در جناحین هستند می توانند از هر دو طرف به مهاجمینی که در قلب جمعیت قرار گرفته اند فشار آورده و آنها را وادار به فرار نمایند.
+ توجه داشته باشید که لباس شخصی ها نظامی هستند و نظامی ها قدرتشان در اسلحه اشان است و بدلیل اینکه در روز راهپیمائی، اجازه حمل سلاح گرم ندارند، بشدت ترسو و مضطرب بوده و اعتماد بنفس خود (اسلحه اشان) را همراه ندارند. از عربده کشی ها و چماق هایشان نترسید.
+ هدف باید بهم پیوستن جمعیت و ادامه تظاهرات بصورت نشسته باشد. نشستن در خیابان علامت شروع تحصن است. مسلماً در این مرحله نیروی انتظامی خودش را به چند صد متری جمعیت نشسته می رساند تا پشتیبانی لازم برای حمله لباس شخصی ها را فراهم آورد. ضرورت دارد که فاصله بین نیروی انتظامی و جمعیت توسط عده ای از سبزها که بحالت تماشاچی در پیاده روهای دو طرف خیابان ایستاده اند پر شود و محدوده وسط خیابان آزاد گذاشته شود. معمولاً لباس شخصی ها از پشت سر نیروی انتظامی آمده و با عبور از آنها به سمت جمعیت دویده و با عربده کشی، تلاش بر ارعاب تظاهرکنندگان خواهند کرد. بدلیل اینکه وسط خیابان خالی است آنها از همانجا پیشروی می کنند ولی قبل از اینکه به جمعیت برسند، و بعد از اینکه باندازه کافی از صف نیروی انتظامی دور شدند باید توسط جمعیت مستقر در پیاده روها قیچی شده و آرایششان برهم بخورد.
+ لباس شخصی ها مؤظف هستند که حتماً کارت شناسائی بهمراه داشته باشند، اگر گیر افتادند، کارت شناسائی و کفشهایشان را از آنها بگیرید.
+ لباس شخصی ها مهمترین تدبیر حکومت برای مقابله با راهچیمائی 13 آبان هستند، ما باید این سلاح را بی اثر کنیم تا کودتاچیان به یبوست فکری دچار شوند.


منبع